بازی Ninja Gaiden: Ragebound ؛ یاداور روزهای دهه ۶۰

مثل بسیاری از بچههای دهه ۶۰ شمسی نسخه اصلی Ninja Gaiden روی NES دقیقا در زمانی به دستم رسید که میتوانست علاقهای مادامالعمر به بازیهای اکشن، انیمه و هر آنچه مربوط به نینجا بود را در من شکل دهد. بنابراین وقتی بازی Ninja Gaiden: Ragebound برای نخستین بار در The Game Awards 2024 معرفی شد، از جایم بلند شدم و زمانی که مشخص شد سازنده آن The Game Kitchen است، از خوشحالی به هوا پریدم.
استودیویی که با ساخت Blasphemous و دنبالهاش خود را بهعنوان یکی از مستعدترین تیمهای ساخت مترویدوانیا در سالهای اخیر معرفی کرده بود. ترکیب این تیم با یکی از تاثیرگذارترین فرنچایزهای اکشن کلاسیک، رویایی به نظر میرسید. اما چیزی که آن زمان نمیدانستم این بود که بازی Ninja Gaiden: Ragebound تا چه حد میتواند با سهگانه کلاسیک Ninja Gaiden روی NES رقابت کند. حالا با خوشحالی باید گفت که در بسیاری از جنبهها حتی آنها را پشت سر میگذارد.
استودیوی The Game Kitchen با دقتی مثالزدنی، اصول طراحی یک اکشن-پلتفرمر دشوار و سریعالضرب را از دوران 8 و 16 بیتی استخراج کرده، اما بازی Ninja Gaiden: Ragebound صرفا ادای دینی به گذشته نیست. بازی با مهارت تمام، مکانیکهای مدرن، امکانات کیفی روز و ساختاری روان را در قالبی کلاسیک پیادهسازی کرده است و در این مسیر، بسیاری از جنبههای آزاردهنده رایج در آثار قدیمی را کنار میگذارد.
بازی Ninja Gaiden: Ragebound
بازیکنانی که با نسخههای ۲ بعدی Ninja Gaiden یا آثار مشابه آشنایی دارند، بهراحتی با بازی Ninja Gaiden: Ragebound ارتباط برقرار میکنند. اما ظرافتهای طراحی بازی باعث میشود حتی بازیکنانی که هیچگاه موفق به تمامکردن سهگانه NES نشدند، مگر با کمک سیو استیت یا میانبرهای مشابه هم بتوانند از آن لذت ببرند. این بازی بالاتر از هر چیز بر اکشنی پرهیجان، مبارزاتی رضایتبخش و حرکاتی سیال تمرکز دارد.

و همه اینها در کنار یکی از چشمنوازترین و گوشنوازترین جلوههای پیکسلی چند سال اخیر، بازی Ninja Gaiden: Ragebound را به اثری بدل کردهاند که میتوان آن را استاندارد طلایی جدیدی برای بازیهای اکشن کلاسیک با رویکرد مدرن بهشمار آورد.
بازی Ninja Gaiden: Ragebound ؛ بازگشتی نفسگیر با چاشنی مدرن
اینکه بازی Ninja Gaiden: Ragebound تجربهای در دسترستر نسبت به سهگانه کلاسیک NES ارائه میدهد، به معنای سادهبودن آن نیست. برعکس، این بازی همچنان بهاندازه نسخههای دهه ۶۰ شمسی سخت و چالشبرانگیز است؛ چالشی که بازیکن را مجبور میکند تا ریتم و الگوی حرکتی دشمنان را بهدقت به خاطر بسپارد و همچون نینجایی بیرحم از میان آنها عبور کند. با این حال، Ragebound با ایجاد توازن در ساختار مراحل، امکان ارتقای شخصیت و چکپوینتهای میانمرحلهای، تجربهای مهربانتر از نسخههای کلاسیک ارائه میدهد و همین موضوع باعث شده با بازی بهتری طرف باشیم.

با اینکه پیش از عرضه بازی Ninja Gaiden: Ragebound ، نسخه اصلی سال ۱۹۸۹ را دوباره تجربه کردم، خوشحال شدم که مهارتهایی که آموخته بودم، در نسخه جدید همچنان کاربرد دارند. بازیکن کنترل شخصیت جدیدی به نام کنجی را برعهده میگیرد، شاگرد ریو هایابوسا، با همان کنترلهای دو دکمهای کلاسیک. یکی برای پرش و دیگری برای حمله. البته این بار یک حرکت جدید برای جاخالی (با دکمه RB/R1) و یک حمله جهشی تازه هم اضافه شده که به نزدیک شدن سریع به دشمنان کمک میکند.

اما ستاره اصلی این بازی توانایی جدیدی به نام Guillotine Jump است؛ حرکتی شبیه به Cloudstep در بازی The Messenger که به کنجی اجازه میدهد با ضربهزدن به دشمن یا اشیای محیطی در هوا به مکانهای دور از دسترس برسد یا پرشهای زنجیرهای انجام دهد. این حرکت بهشدت لذتبخش است و بهخوبی با سایر حملات ترکیب میشود؛ طوری که هم مبارزات و هم پلتفرمینگ بازی، روانتر و پاسخگوتر از همیشه احساس میشود. هنگام مبارزه با باسها، که اغلب میدان نبرد را با آتش یا برق پر میکنند، استفاده از Guillotine Jump میتواند لحظاتی فوقالعاده سینمایی و نینجایی خلق کند.

فراتر از مکانیکهای تازه، بازیکن در بین مراحل میتواند به شخصیت آشنای سریهای سهبعدی Ninja Gaiden یعنی موراماسا سر بزند. موراماسا حالا یک فروشگاه در بازی دارد که با جمعآوری آیتمهای پنهانی به نام Golden Scarab میتوان در آن تواناییهای جدید خریداری کرد. این ارتقاها هم میتوانند مزایای مفیدی داشته باشند؛ مثل بازیابی سلامتی با کشتارهای متوالی و هم چالش بیشتری به بازی اضافه کنند تا امتیاز نهایی شما را بهبود دهند. تنوع این ارتقاها باعث شده تا آزادی عمل بالایی برای بازیکنان وجود داشته باشد.

اما تمایز بزرگ بازی Ninja Gaiden: Ragebound نسبت به تمام نسخههای قبلی، معرفی شخصیت کوموری است؛ نخستین شخصیت قابلبازی اضافهشده در تاریخ این سری. بازیکنان برای اولینبار در یک مرحله کوتاه، کوموری را کنترل میکنند که در مبارزهای با یک شیطان، مهارتهایش را به نمایش میگذارد. پس از خیانتی قابلپیشبینی از سوی این شیطان، کوموری روح خود را به بدن در حال مرگ کنجی منتقل میکند و این دو به یک ابرنینجای ترکیبی از قبیله هایابوسا و Black Spider تبدیل میشوند.

این ترکیب، امکانات تازهای را در گیمپلی ایجاد میکند؛ کنجی اکنون میتواند از حملات دوربرد کوموری مانند پرتاب کونای بهره ببرد و توانایی دوم تازهای نیز دارد که بسته به تجهیزات موراماسا با یک دکمه دیگر فعال میشود. همچنین، این اتحاد زمینهساز دو عنصر مهم در بازی Ninja Gaiden: Ragebound است. حمله Hypercharge و چالشهای پلتفرمینگ گسترده.
قابلیت Hypercharge که در تبلیغات پیش از انتشار بسیار بر آن تاکید شده بود، گیمپلی را متحول کرده است. دشمنانی که با هالههای رنگی ظاهر میشوند (آبی برای کنجی و صورتی برای کوموری) باید با شخصیت درست کشته شوند تا نوار Hypercharge پر شود. این حمله دشمنان سختتر را تنها با یک ضربه از پا در میآورد و باعث حفظ ریتم سریع و روان مبارزات میشود.

از سوی دیگر، تواناییهای کوموری در عبور از دنیای شیاطین، باعث شده پلتفرمینگ بیش از گذشته در مرکز توجه قرار گیرد. هرچند این ویژگی در نسخههای اصلی وجود داشت، اما در بازی Ninja Gaiden: Ragebound به یکی از ستونهای اصلی گیمپلی تبدیل شده است. برای کشف رازها و آیتمهای مخفی مراحل، بازیکن باید چالشهای پلتفرمینگ دشواری را پشت سر بگذارد. چالشهایی که آنقدر خوب طراحی شدهاند که پس از پایانشان، دلتان میخواهد باز هم ادامه داشته باشند.
استودیو Game Kitchen با جلوههای بصری و صوتی خودش را فراتر از انتظار نشان داده است
استودیوی Game Kitchen پیشتر با طراحی هنری و انیمیشنهای تحسینبرانگیز در Blasphemous و دنبالهاش، توانایی بالای خود را به اثبات رسانده بود. اما آنها حالا با بازی Ninja Gaiden: Ragebound استاندارد تازهای برای بازیهای پیکسلی تعیین کردهاند. نسخههای کلاسیک Ninja Gaiden در زمان خود از چشمنوازترین و خلاقانهترین آثار پلتفرمر روی NES بودند؛ بهویژه در طراحی محیط و دشمنان. حال Ragebound با حفظ همین روح و ارتقای همهجانبهاش به یکی از زیباترین و روانترین آثار در سبک خود تبدیل شده است.

در مورد موسیقی نیز میتوان همین نظر را داشت. ترکیبی استادانه از بازسازی قطعههای آشنا برای طرفداران قدیمی و ترکهای جدید که حالوهوای بازی را مدرنتر میکند. با این حال، حتی صداگذاری بازی نیز ستودنی است.
هرکسی که بهدنبال یک اکشن-پلتفرمر فوقالعاده باشد، در Ninja Gaiden: Ragebound دقیقا آن را خواهد یافت.
Ninja Gaiden: Ragebound آنقدر کارها را درست انجام میدهد که میتوان آن را تقریبا یک اکشن-پلتفرمر بینقص دانست. این عنوان نهتنها یکی از بهترین نسخههای سری Ninja Gaiden است، بلکه دنبالهای شایسته برای میراث دوبعدی این مجموعه محسوب میشود. ایرادات جزئی بازی، تنها در صورت تجربه روی درجه سختیهای بالا ممکن است اندکی آزاردهنده باشند و در کل تاثیر زیادی بر کیفیت کلی تجربه نمیگذارند.

تنها نکته قابلبحث در طراحی مراحل این است که گاهی بیشازحد طولانیاند و فاصله بین چکپوینتها میتواند در حالت سخت (Hard Mode) به تجربهای طاقتفرسا تبدیل شود. در این درجه سختی، فروشگاه Muramasa و حتی نقشه جهان نیز حذف شدهاند و بازیکن تنها با مجموعهای از مراحل خطی مواجه میشود؛ طراحیای که یادآور چالشهای نفسگیر نسخههای کلاسیک Ninja Gaiden روی NES است. البته روی درجه سختی عادی، همین طول مراحل یک امتیاز مثبت است؛ چراکه مبارزات عالی و پلتفرمینگ جذاب بازی آنقدر درگیرکنندهاند که بازیکن را تشنه ادامه مسیر نگه میدارند؛ اما در حالت سخت، گاهی این مراحل طولانی کمی بیش از حد تنبیهکننده بهنظر میرسند.

نکتهای تحسینبرانگیز آن است که داستان Ragebound بهصورت موازی با وقایع نسخه اول Ninja Gaiden روایت میشود؛ و این انتخاب روایی کاملا برازنده اثری است که نهتنها یادآور کلاسیک افسانهای سال ۱۹۸۹ است، بلکه شایسته قرار گرفتن در کنار بهترین اکشن-پلتفرمرهای تاریخ بهحساب میآید.



