نقد فیلم و سریالفیلم و سریال

فیلم The Fantastic Four: First Steps ؛ جان تازه دنیای سینمایی مارول

چهار شگفت‌انگیز بی‌تردید از محبوب‌ترین شخصیت‌های دنیای کمیک مارول هستند؛ هرچند این محبوبیت بیشتر به‌واسطه طراحی‌های جک کربی است تا نوشته‌های استن لی. با این حال، تلاش‌ها برای انتقال آن‌ها به سینمای لایو اکشن هرگز موفقیت‌آمیز نبوده است. نسخه‌ سال ۱۹۹۴ هرگز به‌طور رسمی منتشر نشد و دوگانه‌ ساخته‌شده توسط تیم استوری در اوایل دهه ۲۰۰۰ نماد تمام ضعف‌های سینمای آن دوران بود؛ از فیلمنامه‌های سطحی گرفته تا جنسیت‌زده بودن شخصیت‌های زن و در نهایت مراسم عروسی‌ای با بهره‌برداری فرهنگی به سبک قدیمی. حالا فیلم The Fantastic Four: First Steps با فضایی جدید آماده است.

در این میان نسخه‌ای کاملا جدید با حضور چهار تن از پرطرفدارترین بازیگران حال حاضر اکران شده است. فیلمی به کارگردانی چهره‌ای تازه‌نفس که آغاز موفق مارول در تلویزیون را رقم زده بود. این کارگردان با سبکی بصری کاملا تازه، فیلم The Fantastic Four: First Steps به شکل تازه‌ای به دنیای سینمایی مارول وارد کرد؛ آن هم درست پیش از بزرگ‌ترین فیلم تیمی مارول پس از Avengers: Endgame یعنی Avengers: Doomsday.

اما با وجود تفاوت‌های بصری، سبکی و لحن نسبت به آثاری چون Thunderbolts یا The Marvels، این فیلم نیز در نهایت به همان کلیشه‌های تکراری ژانر ابرقهرمانی سقوط می‌کند که بارها در آثار مشابه دیده‌ایم.

داستان فیلم The Fantastic Four: First Steps

فیلم The Fantastic Four: First Steps

چهار سال از زمانی گذشته که سو استورم (با بازی Vanessa Kirby)، همسرش رید ریچاردز (Pedro Pascal)، برادرش جانی (Joseph Quinn) و بهترین دوست رید، بن گریم (Ebon Moss-Bachrach) به‌عنوان چهار انسان معمولی اما باهوش، عازم ماموریتی فضایی شدند که قرار بود بی‌خطر و آرام باشد. اما به‌دلیل اشتباهات محاسباتی رید، بازگشت آن‌ها به زمین با قدرت‌هایی فرابشری همراه شد. سو می‌تواند میدان نیرو ایجاد کند و خود و دیگران را نامرئی سازد؛ جانی می‌تواند آتش بگیرد، پرواز کند و از شعله‌ها در نبرد استفاده کند؛ رید قادر است بدن خود را تا اندازه‌های غیرعادی کش دهد و بن به یک مرد صخره‌ای عظیم‌الجثه با قدرت بدنی خارق‌العاده تبدیل می‌شود. آن‌ها با ترکیب این توانایی‌های فیزیکی و هوش سرشارشان به‌ویژه نبوغ علمی رید تیمی تشکیل می‌دهند تا از زمین محافظت کنند.

در آغاز فیلم The Fantastic Four: First Steps ، سو متوجه می‌شود که باردار است؛ خبری خوشایند برای او و رید پس از دو سال تلاش برای بچه‌دار شدن. اما درست زمانی که به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین چالش آن‌ها آماده‌سازی خانه برای نوزاد و سرهم‌کردن تخت کودک است، سیلور سورفر از آسمان بر زمین فرود می‌آید. حالا با ظاهری انسانی و اغواگر با بازی Julia Garner، او به چهار شگفت‌انگیز هشدار می‌دهد که گالاکتوس (Ralph Ineson)، موجودی عظیم‌الجثه و کیهانی قصد نابودی زمین را دارد.

تیم برای مذاکره به کشتی گالاکتوس می‌رود اما او شرطی غیرمنتظره را مطرح می‌کند. «تنها راه نجات زمین، واگذاری فرزند متولدنشده‌ رید و سو است»؛ نوزادی که گالاکتوس حس می‌کند توانایی‌های کیهانی‌اش از والدینش نیز فراتر خواهد رفت. اکنون چهار شگفت‌انگیز باید راهی برای مقابله با گالاکتوس و سیلور سورفر بیابند. بی‌آن‌که آسیبی به کودک‌شان برسد.

داستان پایه‌ای قهرمانی که میان نجات جان میلیاردها انسان و حفظ کسی که بیش از همه دوستش دارد باید یکی را انتخاب کند، همان بستر اخلاقی‌ای‌ است که ژانر ابرقهرمانی بر آن بنا شده‌اند.

این وجه از فیلم The Fantastic Four: First Steps بازگشتی است به خاستگاه و فلسفه‌ اولیه‌ این فرنچایز. در دورانی که سینمای مارول با بیگانگان، چندجهانی‌ها، شرورانی بیش از فیلم‌های جیمز باند و ترکیب تیم‌های ابرقهرمانی غرق شده، فیلم The Fantastic Four: First Steps همزمان اثری تازه‌نفس و در عین حال ساده‌ است که دوباره به احساسات بنیادین روایت‌های ابرقهرمانی بازمی‌گردد. همین نکته باعث شده این فیلم از نظر لحن و ساختار، فاصله‌ای معنادار با کاتالوگ فزاینده و چندلایه‌ دنیای سینمایی مارول پیدا کند؛ جهانی که آن‌قدر گسترده و چندبعدی شده که گویا فراموش کرده قرار بوده یک فرنچایز منسجم باشد.

با این حال، این سادگی در روایت باعث شده که فیلم The Fantastic Four: First Steps بیش از حد آشنا و قابل پیش‌بینی باشد. با مدت زمان حدود دو ساعت، فیلم در دسته آثار کوتاه‌تر دنیای ابرقهرمانی قرار می‌گیرد و داستان آن که حاصل همکاری چهار نویسنده است، فضای چندانی برای پرداخت تماتیک عمیق باقی نمی‌گذارد. در حالی که Thunderbolts تلاش قابل‌توجهی برای به تصویر کشیدن فشار روانی قدرت‌های فراانسانی داشت و سوپرمن جیمز گان به‌طور آشکار وارد بحث‌های سیاسی نظیر درگیری اسرائیل و فلسطین شد در اینجا فیلم The Fantastic Four: First Steps حرف چندانی برای گفتن ندارد جز این پیام سطحی: «با هم بمونیم و همه‌چی درست می‌شه!!»

این سطحی‌نگری در دیالوگ‌ها هم دیده می‌شود؛ جایی که شخصیت‌ها دقیقا همان چیزی را می‌گویند که در ذهن‌شان می‌گذرد. «تو بارداری؟ ولی ما دو ساله داریم تلاش می‌کنیم!» یا «اگه الان این کارو نکنیم، می‌میریم!». دیالوگ‌هایی که اگرچه به‌صورت آزاد بازگویی شده‌اند، اما فضای غالب فیلم را تشکیل می‌دهند و آن را بیشتر شبیه به سینمایی متعلق به دوران گذشته می‌سازند؛ آن‌هم نه به شکلی نوستالژیک، بلکه به شکلی ناخواسته و کهنه.

«فیلم چهار شگفت‌انگیز: اولین گام‌ها» و تم محوری خانواده

پدرو پاسکال در فیلم The Fantastic Four: First Steps

اگر حتی یکی از تریلرها یا پوسترهای تبلیغاتی فیلم The Fantastic Four: First Steps را دیده باشید، به‌خوبی متوجه شده‌اید که تیم بازاریابی بیش از هر عنصر دیگری بر یک واژه تاکید دارد: خانواده.

مفهومی که شاید در نگاه نخست تا حدی ساختگی و احساسی به نظر برسد، اما در عمل همین روابط خانوادگی هستند که ستون اصلی فیلم را شکل می‌دهند و آن را از فروپاشی روایی نجات می‌دهند.

آنچه سه‌گانه‌ مرد عنکبوتی به کارگردانی سم ریمی را به یکی از برجسته‌ترین روایت‌های ابرقهرمانی تبدیل کرد، تمرکز بر بحران‌های شخصی در دل تهدیدهای جهانی بود. داستان‌هایی که هرگز آن‌قدر کوچک نمی‌شدند که احساس خطر از بین برود، اما با حضور پررنگ شخصیت‌هایی چون مری‌جین و عمه می مبارزات اسپایدرمن رنگ و بوی انسانی و ملموس‌تری پیدا می‌کردند.

در دنیای سینمایی مارول که اغلب تیم‌های ابرقهرمانی بیشتر به صحنه‌ای برای نمایش خودخواهی‌ها تبدیل شده‌اند و تنها در دقایق پایانی به وحدت می‌رسند، دیدن گروهی متشکل از چهار قهرمان که سابقه‌ای عمیق و پیوندی خانوادگی دارند تازه و دلگرم‌کننده است. در فیلم The Fantastic Four: First Steps، تنش‌های سطحی میان شخصیت‌ها که معمولا در فیلم‌های مشابه دیده می‌شود، حذف شده؛ چرا که این چهار نفر از همان ابتدا یک خانواده‌اند و انتخابی جز ماندن در کنار یکدیگر ندارند. این رویکرد باعث شده فیلم به‌جای غرق شدن در درگیری‌های تکراری و دیالوگ‌های کلیشه‌ای، بیشتر بر همدلی و همکاری تمرکز کند. ویژگی‌ای که در دنیای شلوغ و گاه بی‌روح MCU، کمیاب شده است.

این رویکرد بیش از همه در نحوه استفاده‌ فیلم The Fantastic Four: First Steps از شخصیت فرزند سو و رید یعنی فرانکلین، به‌عنوان محور اصلی روایت نمود پیدا می‌کند. گرچه گاهی داستان به طرز عجیبی یادآور Breaking Dawn: Part 2 از مجموعه Twilight است؛ با نوزادی دیجیتال و پرجزئیات که والدینش نمی‌دانند هیولایی خواهد شد یا یک کودک معمولی و شخصیتی مرموز که علاقه‌ای وسواس‌گونه به او پیدا می‌کند؛ خوشبختانه بدون القاب اسطوره‌ای این بار!. اما آنچه بیش از هر چیز به فیلم The Fantastic Four: First Steps جان می‌دهد، شخصیت‌پردازی متفاوت سو استورم است.

در حالی که دنیای سینمایی مارول (MCU) معمولا مادران را در قالب‌هایی تکراری چون زنان انتقام‌جو و تراژیک (واندا)، مادران خانه‌نشین و دور از میدان عمل (لورا بارتون) یا زنانی با گذشته‌ای تلخ از حذف رحم و نازایی (بلک ویدو) تصویر می‌کند؛ چرا که ظاهرا بهترین راه برای «قهرمان‌نمایی» یک زن گرفتن ویژگی‌های زنانه‌ی اوست؛ فیلم The Fantastic Four: First Steps با بازنمایی سو استورم تحولی قابل‌توجه در نحوه‌ برخورد MCU با ابرقهرمانان زن رقم می‌زند.

یکی از کلیشه‌های فرسوده‌ سینمای اکشن آن است که برای بالا بردن جایگاه زنان در برابر مردان، آن‌ها را تا حد امکان سرد، بی‌احساس و بدون ویژگی‌های عاشقانه یا مادرانه نشان می‌دهند؛ ساده‌ترین و تنبلانه‌ترین روش برای اثبات «قدرت». اما در اینجا، سو برخلاف نسخه‌ ۲۰۰۵ او که در قالب اجرای سطحی جسیکا آلبا به شکلی شیء‌وار به تصویر کشیده شده بود، شخصیتی غنی‌تر و پیچیده‌تر از هر یک از همتایان مرد خود دارد. او نه صرفا با نقش مادری تعریف می‌شود و نه از هوش عاطفی‌ای که در روابطی مانند ازدواج و والد بودن شکل می‌گیرد، تهی شده است.

در عصری که MCU به حذف هرگونه شیمی جنسی یا عاشقانه در روایت‌هایش شهرت یافته، تماشای رابطه‌ عاشقانه‌ رید و سو و مواجهه‌ آن‌ها با تجربه‌ پدر و مادر شدن برای اولین‌بار، یادآور روزهای ابتدایی سینمای ابرقهرمانی است. زمانی که فیلم‌ها از نمایش واقعیت‌های عاطفی و جسمانی زندگی قهرمانان ابایی نداشتند.

جلوه‌های میدانی فیلم The Fantastic Four: First Steps چشمگیر است، اما CGI ناموزون و ناهماهنگ به نظر می‌رسد

جلوه های ویژه فیلم The Fantastic Four: First Steps

با وجود فیلمنامه‌ای که گاهی بیش از حد قابل‌پیش‌بینی و ابتدایی جلوه می‌کند، فیلم The Fantastic Four: First Steps در زمینه‌ جلوه‌های میدانی و ساخت دنیای بصری به‌خوبی می‌درخشد. بخشی که تیم سازنده با بهره‌گیری از آزادی عمل ناشی از عدم وابستگی به دیگر فیلم‌های مارول توانسته‌اند در آن بهترین عملکرد را ارائه دهند.

فضاسازی رترو-فیوچریستی دهه ۶۰ میلادی در زمین ۸۳۸، تجربه‌ای بصری چشم‌نواز و لذت‌بخش است. از مهمانداران هواپیمایی پان ام گرفته تا مبلمان مید-سنچری، خیابان Delancey با طراحی دقیق آن دوران و تلویزیون‌های لامپی در میدان تایمز. این فیلم شاید از نظر داستان‌پردازی ساده باشد، اما از نظر طراحی بصری بی‌تردید یکی از استایل‌دارترین آثار کل مجموعه MCU محسوب می‌شود.

شخصیت HERBIE نیز از نکات مثبت فیلم است؛ رباتی دوست‌داشتنی که بدون نیاز به صدای انسانی آشنا، طنز و سبکبالی را به ترکیب گروه وارد می‌کند و در عین حال از جنبه‌ای مکانیکی به‌خوبی با تم فضایی فیلم هماهنگ است.

اما در این میان، جلوه‌های کامپیوتری (CGI) برخلاف دیگر بخش‌ها، چندان روان و هماهنگ نیستند. استفاده بیش‌ازحد یا ناهماهنگ از جلوه‌های دیجیتال در برخی صحنه‌ها به‌ویژه در برخورد با موجودات فضایی یا قدرت‌های کیهانی گاهی بیننده را از فضای فیلم بیرون می‌کشد. این ناهمخوانی بین جلوه‌های عملی چشمگیر و CGI ناموزون بخشی از انسجام دیداری فیلم را از بین می‌برد و مانع از آن می‌شود که تجربه‌ای کاملا یکپارچه ارائه دهد.

صحنه‌هایی که تیم درون سفینه‌ Excelsior حضور دارد، حال‌وهوایی کمیک و نوستالژیک دارند که یادآور فضای Star Trek کلاسیک است و دیدن فیلمی از مارول که تا این حد به طراحی صحنه، دکور و جزئیات وسایل اهمیت داده واقعا غافلگیرکننده و تحسین‌برانگیز است. با این حال، همین سبک بصری خاص احتمالا یکی از دلایلی است که باعث می‌شود جلوه‌های کامپیوتری (CGI) کمی تاریخ‌گذشته به نظر برسند؛ چرا که افکت‌های به‌روز و مدرن با فضای بصری دهه ۶۰ میلادی تضادی آشکار دارند و ناهماهنگ جلوه می‌کنند.

مقایسه با Twilight حتی در مورد ظاهر دیجیتالی فرانکلین، فرزند نوزاد سو و رید نیز ادامه پیدا می‌کند. کودکی که شبیه نسخه‌ پسر و کمتر عروسکی «رنزمه» است و همان حس مصنوعی و غیرطبیعی بودن را به مخاطب منتقل می‌کند.

صحنه‌های نبرد در نیویورک نیز در مقایسه با نبردهای عظیم و تماشایی دنیای سینمایی مارول، نسبتا کسل‌کننده و فاقد هیجان لازم هستند. کارگردانی مت شاکمن در فضاهای کوچک‌تر و دیالوگ‌محور بسیار مسلط‌تر و راحت‌تر به نظر می‌رسد. اما وقتی پای سیاره‌های دیگر یا مبارزه با دشمنی بزرگ‌تر از گودزیلا به میان می‌آید، کنترل خود را بر فضای آشفته‌ صحنه از دست می‌دهد و اکشن‌ها به‌جای اینکه چشم‌نواز و پرهیجان باشند به سکانس‌هایی شلوغ، گیج‌کننده و فاقد انسجام تبدیل می‌شوند.

بازیگران فیلم The Fantastic Four: First Steps تقریبا انتخاب‌هایی درخشان و به‌جا هستند

یکی از قهرمان های فیلم The Fantastic Four: First Steps

پدرو پاسکال، چهره‌ای که در سه سال اخیر همه‌جا حاضر بوده به‌راحتی وارد نقشی می‌شود که فاصله‌ی زیادی با شخصیت جوئل در The Last of Us دارد. او در نقش رید ریچاردز نه یک قهرمان پرزرق‌وبرق، بلکه یک پدر درون‌گرا، بااحساس و وفادار است؛ مردی که علم را به مبارزه ترجیح می‌دهد و برای محافظت از خانواده‌اش از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. فیلم هوشمندانه تصمیم گرفته رید را نه به‌عنوان رهبر گروه، بلکه ستون آرام و منطقی تیم معرفی کند. نقطه‌ی اتکایی که پیوند میان اعضا را حفظ می‌کند.

در این میان، ایبن ماس-بچراخ بیشترین بار احساسی فیلم را بر دوش دارد. او با ظرافتی مثال‌زدنی، از طریق تن صدا و حالت چهره‌اش به شخصیت بن گریم عمقی انسانی می‌دهد. هرچند فیلم خیلی سریع از بحران درونی بن درباره ظاهر جدیدش عبور می‌کند، اما بازی بچراخ موفق می‌شود حس فروتنی، رنج و انسانیت این کاراکتر را زنده نگه دارد.

متاسفانه جوزف کوئین در نقش جانی استورم به اندازه‌ دیگر بازیگران نمی‌درخشد. کوئین بازیگری بااستعداد، کاریزماتیک و همدل است که حتی در یک نقش تقریبا بی‌کلام در فیلمی علمی‌تخیلی، موفق شده بود عمق عاطفی و حس اندوه پایان جهان را منتقل کند. او همچنین در سریالی محبوب، پس از چهار فصل، بلافاصله به شخصیتی محبوب تبدیل شد. کاری که چندان آسان نیست. اما آن ویژگی خاص و صمیمانه‌ای که کوئین را جذاب می‌کند، چندان با شخصیت شاد و سبک‌سر جانی استورم جور درنمی‌آید.

درواقع، بازی او تنها موردی‌ست که نسبت به نسخه‌ دهه ۲۰۰۰ ضعیف‌تر به‌نظر می‌رسد. کریس ایوانز با اجرای پرشور و شخصیت «پسر خودخواه و گستاخ» حتی به فیلمنامه‌ای سطحی هم حال‌وهوایی سرزنده داده بود. در حالی‌که کوئین به‌شدت برای ایجاد لحظات طنز و دیالوگ‌های طعنه‌آمیز به‌کار گرفته شده، اما جدیت ذاتی در بازی او باعث می‌شود این لحظات هیچ‌گاه آن‌طور که باید عمل نکنند. این موضوع نه ضعف در توانایی‌های کوئین، بلکه نشانه‌ای‌ست از ناسازگاری بازی او با جهان سبزرنگ جلوه‌های ویژه.

در مقابل، ونسا کربی بی‌هیچ شگفتی، درخشان‌ترین نقش‌آفرینی را دارد. نه فقط به‌خاطر توانایی‌هایش، بلکه چون فیلم به او اجازه می‌دهد بدرخشد. به‌جای آن‌که برای دیده شدن میان مردان بجنگد، فیلم از ابتدا سو استورم را به مرکز روایت تبدیل می‌کند. نه فقط قلب احساسی داستان، لقبی کلیشه‌ای که زنان را صرفا ابزار احساسات می‌بیند، بلکه رهبر اصلی و متعادل تیم.

کربی با بازی‌اش، سو را زنی بااحساس اما قوی و منطقی نشان می‌دهد. بدون آن‌که به ورطه‌ سردی یا فاصله افتادن از دیگران برای القای قدرت بیفتد. این عملکرد نه تنها نویدبخش نقش زنان در فیلم‌های ابرقهرمانی‌ست، بلکه نشان می‌دهد مدیران استودیو کم‌کم به توان واقعی بازیگران زن اعتماد می‌کنند.

در نقش منفی نیز، اگرچه رالف اینسون از نظر ظاهری قابل‌شناسایی نیست، اما صدای خشن و بم‌اش، که یادآور آلن ریکمن است، تاثیرگذاری بالایی دارد. در نهایت، جولیا گارنر با ظاهری شبیه یک دختر باندی که به‌جای طلا در نقره غرق شده با بازی چهره‌ خود، موفق می‌شود سیلور سورفر را به شخصیتی غم‌زده و تراژیک تبدیل کند.

آیا فیلم The Fantastic Four: First Steps تحولی بزرگ در دنیای سینمایی مارول است؟

سایر شخصیت های فیلم The Fantastic Four: First Steps

فیلم The Fantastic Four: First Steps موفق می‌شود جان تازه‌ای به دنیای سینمایی مارول ببخشد، اما آن تحول بنیادینی که مخاطبان انتظارش را داشتند، نیست.
استفاده از حال‌وهوای دهه ۶۰ میلادی تغییری سرگرم‌کننده و چشم‌نواز است؛ اما بیش از آنکه مسیری تازه در روایت‌های مارول باشد بیشتر به تعطیلاتی تصویری از کلیشه‌های همیشگی این جهان سینمایی شباهت دارد. نکته جالب آنجاست که ترکیب این جهان با فضای تاریک و جدی فیلم‌های جدید انتقام‌جویان، چالشی جدی برای مارول خواهد بود.

اما فراتر از ظاهر، First Steps نه تنها نوآوری خاصی در ژانر ابرقهرمانی ارائه نمی‌دهد بلکه به ابتدایی‌ترین بنیان‌های آن بازمی‌گردد و از این جهت، ادای احترامی صادقانه به آن‌چیزی‌ست که جک کربی و استن لی در شش دهه پیش خلق کردند. با این حال، اگر تصور می‌کنید که این فیلم قرار است قواعد بازی را در دنیای مارول یا سینمای ابرقهرمانی تغییر دهد، باید گفت که تیم اشتباهی را انتخاب کرده‌اید.

Solid Snake

سالید اسنیک (Solid Snake) شخصیت اصلی و یکی از مهم‌ترین قهرمان‌های مجموعه بازی‌های Metal Gear است که توسط هیدئو کوجیما خلق شد. او یک سرباز افسانه‌ای و مامور عملیات مخفی است که در بیشتر بازی‌ها وظیفه دارد وارد پایگاه‌های دشمن شود، سلاح‌های هسته‌ای یا ماشین‌های جنگی غول‌پیکر به نام Metal Gear را نابود کند و جلوی تهدیدهای جهانی را بگیرد. چند نکته مهم درباره‌ سالید اسنیک: نام واقعی‌: دیوید (David) سازنده‌: کلون ژنتیکی بیگ باس (Big Boss)، یکی از بزرگ‌ترین سربازان تاریخ در داستان بازی. ویژگی‌ها: مهارت فوق‌العاده در مخفی‌کاری، تیراندازی، بقا و استفاده از تجهیزات. شخصیت: کم‌حرف، خونسرد، ولی بسیار هوشمند و با اراده. اولین حضور: بازی Metal Gear (سال 1987) معروف‌ترین حضور: Metal Gear Solid (سال 1998 به بعد) که باعث شهرت جهانی او شد. اگر بخواهیم ساده بگوییم، سالید اسنیک ترکیبی از جیمز باند، رامبو و یک نینجای مدرن است. با این تفاوت که همیشه در سایه حرکت می‌کند و کارش نجات جهان است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا